باران بهاری
خدا رو شکر بعد از چندین روز دعا و درخواست از خداوند حاجت روا شدم و امروز باران بارید و کاهش دما رو با خودش به ارمغان آورد . یادمه بابام دیروز که رفت روستا نگران بود و میگفت امسال خشکسالی داریم بدا به حال کشاورزا بهش گفتم خدا بزرگه هرچه خواست اون باشه همون میشه از دست ما کاری ساخته نیست بجز دعا . الحمداله باران خوبی بارید انشااله که دوام داشته باشه و تا چند روز دیگه هم بباره . صبح که از خونه زدم بیرون بیام سر کار داخل کوچه و خیابون چه هوای پاک و زیبایی بود سرشار از طراوت و زندگی آدم دلش می خواست تو خیابون قدم بزنه و راه بره . بوی گلهای بهاری توی کوچه و خیابون پیچیده بود امیدوارم بازم این روزا رو ببینیم چون در رحمت خدا همیشه بازه .![]()

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 17:18 توسط زهرا قبادی
|
اگر هم ببازم باخته ام قبول ... ولی کسی حق ندارد مرا از صحنه بازی بیرون کند ... کم کسی نیستم ... من شاه شطرنجم !!!